مروری بر کتاب ساخت کسب و کار فوق العاده

کتاب ساخت کسب و کار فوق العاده! که توسط نویسندگان مطرح کسب و کار یعنی مارک تامپسون و برایان تریسی نگاشته شده است، بسته حیاتی موفقیت و مملو از استراتژی های شفاف و قدرتمندی است که باعث رشد کسب و کار شما می شود.

برترین ها: دوران تئوری ها تمام شده است. اکنون زمان عمل است. ما در دوران آشفتگی و پریشانی کسب و کارها هستیم که تاکنون نظیر آن را ندیده بودیم. طوفان های اقتصادی مانند همیشه به پایان می رسند، اما هرگز به روش های خوب و قدیمی کسب و کار برنمی گردیم.

امروزه، رقابت شدیدتر و سخت تر از هر زمان دیگری است. چالش ها بزرگ تر و طاقت فرساتر هستند. تنها راه بقا و مبارزه، ایجاد کسب و کار فوق العاده ای است که بتواند شوک های اقتصادی هر بازاری را پشت سر گذاشته و به اوج صنعت خود برسد. 

کسب و کارهای خلاق و سودآور حتی در سخت ترین شرایط نیز رشد می کنند و شما می توانید یکی از آن ها باشید. کتاب ساخت کسب و کار فوق العاده! که توسط نویسندگان مطرح کسب و کار یعنی مارک تامپسون و برایان تریسی نگاشته شده است، بسته حیاتی موفقیت و مملو از استراتژی های شفاف و قدرتمندی است که باعث رشد کسب و کار شما می شود. 

این کتاب مشتمل بر دیدگاه های متنوع بزرگ ترین راهبران کسب و کار دنیا است و ایده ها و روش های ارزشمندی برای کشف مولفه های اصلی سازمان های موفق را در اختیار شما قرار می دهد.

به رهبری فوق العاده تبدیل شوید

رهبری مهم ترین لازمه موفقیت در کسب و کار است. به زبان ساده، رهبری تمایل به قبول مسئولیت کارها و انجام مسئولیت ها بدون توجه به شرایط و فشارهای خارجی است.

رهبر کسی است که برای به نتیجه رساندن کارهای بزرگ، حاضر است هر کاری را که لازم است انجام دهد. این نتیاج در اولین یا دومین تلاش به دست نمی آیند. رهبران حاضرند بارها شکست بخورند. اگرچه این موضوع را دوست ندارند اما اگر کارها به خوبی پیش نرود، دست از کار نمی کشند. درحقیقت، در شرایط دشوار اقتصادی و بحران های بزرگ است که شخصیت شما به عنوان رهبر به خوبی نماشان می شود.

امروز بیش از هر زمان دیگری، رهبری شما لازم است. اکنون زمان آن است که قدم در راه جدیدی بگذارید. حال، زمان حمله متقابل، حرکت به جلو، نوآوری و یافتن راه های بهتر، سریع تر، آسان تر و ارزان تر برای دستیابی به نتایج است.



شاید بزرگ ترین مانع موفقیت در زندگی، ترس از شکست است. اغلب مردم آنقدر نگران احتمال شکست هستند که محتاطانه رفتار می کنند و خود را از فرصت های بسیاری محروم می کنند. رهبر متفاوت از آن ها عمل می کند. یکی ای ویژگی های شجاعت، جسور بودن است. جسارت، آمادگی شروع یک فعالیت و رویارویی با عدم قطعیت و احتمال شکست است. به عنوان یک رهبر باید آمادگی شروع یک فعالیت – بدون تضمینی برای موفقیت و با وجود احتمال شکست – را داشته باشید. 

دیدگاه واین گرتسکی را درنظر داشته باشید که: «با هر شلیکی که انجام نشود، یک فرصت از دست می رود.»

طرح کسب و کار فوق العاده ای بسازید

افراد و سازمان هایی که دیدگاه ها، ارزش ها و برنامه واضحی دارند، نسبت به رقیبان دست آوردهای بزرگ تری دارند و از سرعت بیشتری بخوردار هستند. وقتی با ارائه یک دیدگاه استراتژیک شفاف از شرایط مطلوب آینده، همه افراد سازمان را با هم متحد می کنید، هم افزایی فکلری قدرتمندی ایجاد می کنید که شما را به سوی اهداف و اهداف را به سوی شما هدایت می کند.

اصلی ترین عامل موفقیت در کسب و کار و زندگی، تمرکز و توجه است و اصلی ترین دلایل شکست، نداشتن جهت و پراکندی تلاش ها است.



ممکن است شرایط اقتصادی باعث شود نتوانید براساس برنامه خود پیشروی کنید، اما فرایند برنامه ریزی امری بسیار حیاتی و تنها راه شفاف سازی گزینه هایتان است. برنامه ریزی برای مشخص کردن نکات موثر در بقا، رشد و موفقیت در هر محیط اقتصادی، حیاتی است.

در چرخه های متلاطم اقتصادی، فرآیند برنامه ریزی، دیگر فعالیتی تئوری نیست که در دوره های کسب و کار آموزش داده می شود؛ بلکه باید همه گزینه ها را درنظر گرفته و بهترین آن ها را به کار گیرید. در دوران بحران، شرکت های موفق برنامه مشخصی دارند تا ارزیابی کنند که هر پنی در کجا خرج می شود و آن را مجددا به خدمات مشتریان، کیفیت، نوآوری و رشد پیوند می زنند.

محصول یا خدمتی فوق العاده ارائه کنید

ارائه محصول یا خدمتی فوق العاده، کلید موفقیت در کسب و کار است و بدون آن، هیچ چیز دیگری در طولانی مدت دوام نمی آورد. خوشبختانه، معیاری ساده برای مشخص کردن و پیش بینی سطح فروش و سودآوری شما در حال و آینده وجود دارد. این معیار می گوید: «به دفعاتی که مشتریان تان می گویند «این محصول فوق العاده است» یا «این خدمت فوق العاده است» توجیه کنید. هر روز، همه افراد شرکت باید بر ایجاد چنین واکنشی در مشتریان تمرکز کنند.

افراد فوق العاده ای دور خود جمع کنید

عظیم ترین و گران ترین منابع بکر و طبیعی هر سازمان، افراد آن هستند. ایجاد انگیزه در افراد برای ارائه حداکثر میزان همکاری در سازمان، سریع ترین راه چندین برابر کردن اثربخشی مدیر است. این تنها راه توسعه یک شرکت فوق العاده است

بدین معنی که بهبود چشمگیر در عملکرد و نتایج، با آزادکردن پتانسیل نهفته در افراد عادی، به وجود می آید.

انتخاب ترکیبی درستی از افراد، سخت ترین کاری است که باید در کسب و کار انجام دهید. وقتی چارلز شوآب راجع به این موضوع با مارک صحبت می کرد، طوری به او نزدیک شد که گویی می خواهد رازی را با او درمیان بگذارد. شوآب با صدای آهسته ای نجوا کرد: «کار شما به عنوان رهبر این است که رهبران دیگری را پیدا کرده، جذب کنید و آن ها را پرورش دهید. اگر این کار را انجام دهید، کسب و کارتان رشد می کند. اگر این کار را نکنید، پیشرفت نخواهید کرد. ماجرا به همین سادگی است.»

چارلز شوآب خیلی سریع فهمید باید افرادی را دور خود جمع کند که نه تنها رویای یکسانی با او داشته باشند، بلکه در بخش های کلیدی کسب و کار، ماهرتر از او باشند. اگر قصد داشت پیشرفت کند و کارهایش را به نحو احسن انجام دهد، باید به رهبر تیم تبدیل می شد.



شوآب موضوعی را کشف کرد که اغلب کارآفرینان بسیار دیر متوجه آن می شوند: او در یک حوزه خاص، نبوغ  فوق العاده ای داشت، اما در سایر زمینه های شرکت از تخصص کافی برخوردار نبودند. تنها راه حفظ موفقیت، یافتن، استخدام و تقویت کسانی بود که نبوغی داشتند که او از آن ها بی بهره بود. این مهارتی است که تعداد اندکی از کارآفرینان آن را می آموزند، مگر زمانی که با بحرانی مواجه شوند و این موضوع را دریابند.

تا زمانی که به افراد دیگر اعتماد نکنید و مشعل را به آن ها نسپارید، کسب و کارتان به اندازه هفته کاری شما رشد می کند. شوآب گفت: «وقتی افرادی را بیابید که به  آن ها اعتماد داشته باشید و مسئولیت ها را واگذار کنید، از کارآفرین به رهبر تبدیل می شوید.»

سه روش افزایش فروش

اساسا سه روش برای  افزایش فروش وجود دارد:

1. افزایش تعداد مبادلات. با بازاریابی و تبلیغات، فروش های ویژه، تخفیفات و سایر روش ها، می توان حجم مبادلات را افزایش داد و مشتری را وادار به اولین خرید کرد .

2. افزایش حجم هر مبادله. وقتی مشتری احتمالی را جذب کردید، با بیشفروشی، فروش های جانبی و حتی کمفروشی – درصورتی که مشتری استطاعت خرید محصول یا خدمت اصلی را نداشت – حجم هر مبادله را افزایش دهید. (کمفروشی تقسیم یک محصول به چند محصول ارزانتر و فروش تدریجی آنها است.)

3. افزایش دفعات خرید. اگر از مشتری به خوبی مراقبت کنید، بارها و بارها از شما خرید می کند. فروش محصولات و خدمات بیتشر به خریداران فعلی، موثرترین نوع تعامل با مشتریان است.

برنامه بازاریابی فوق العاده ای طراحی کنید

جمله معروف پیتر دراکر چنین است: «هدف کسب و کار، ایجاد و حفظ مشتریان است. بنابراین، نوآوری و بازاریابی اصلی ترین عملکردهای مدیریت هستند، زیرا تنها به کمک آن ها می توانیم فروش، درآمد و جریان پول نقد ایجاد کنیم.»

بازاریابی علم و هنر مشارکت با مشتری است و نیازها، خواسته ها، موارد قابل استفاده و قدرت خرید مشتریان کنونی و آینده شما را مشخص می کند. سپس با ایجاد و ساختاربندی محصولات و خدماتی که مشتریان را مشعوف سازد و آن ها را ترغیب کند که ماموریت شما را ماموریت خودشان بدانند، در دستیابی به این موارد به آن ها کمک می کنید.



فرایند فروشی فوق العاده ای داشته باشید

حفظ مشتری کلید فروش موفق است. جذب مشتریانی که فقط یک بار خرید می کنند بسیار دشوار و هزینه بر است. بر فروش دوم و سوم تمرکز کنید. هدف شما باید فروش های مجدد به مشتریان قبلی باشد. همچنین، هدف دیگر، جذب افراد معرفی شده توسط مشتریان راضی است.

مهم ترین فروش، فروش اول نیست، بلکه دومین فروش است. اولین فروش به واسطه تعهدات، فروش های ویژه و تخفیفات صورت می گیرد، اما فروش های مجدد زمانی حاصل می شود که مشتری احساس کند به تعهدات خود عمل کرده اید. این موضوع باعث می شود آن ها خرید مجدد از شما را به خرید از هر شخص دیگری ترجیح دهند.

دومین فروش

دومین فروش نیازمند یک دهم زمان و هزینه های جذب مشتری در فروش اول است و بنابراین بسیار آسان تر و سودآورتر از اولین فروش است. امروزه، ایجاد وفاداری در مشتری از هر زمان دیگری دشوارتر است. برای یافتن مشتریان احتمالی متناسب باید تماس های تلفنی بیشتری برقرار کنید. برای انجام فروش فردی، به تماس های مکرر و ملاقات های بیشتری نیاز دارید. به همین دلیل است که اکثر فروش ها و بزرگ ترین خریدها از خرده فروشان و عمده فروشان موفق، توسط مشتریان تکراری صورت می گیرد نه خریداران جدید.

تنها راه ایجاد مشتریان ثابت، ارائه محصولات با کیفیت و خدمت رسانی عالی به آن ها است. معیار واقعی موفقیت کسب و کار، درصد معاملاتی است که با فروش های مجدد و مشتریان معرفی شده ایجاد می شود.

تجربه فوق العاده ای برای مشتریان خلق کنید

راز موفقیت در کسب و کار را می توان در یک جمله خلاصه کرد: «مشتریان خودر ا خشنود کنید.»

کلید آینده کسب و کار شما به میزان ایجاد چنین تجربه ای برای مشتریان بستگی دارد، یعنی خوشحال کردن دوباره و دوباره مشتریان و مصمم ساختن آن ها برای ادامه همکاری با شما.

هیچ چیز مانند تعهد کل اعضای شرکت برای خوشنودسازی مشتریان، نمی تواند رضایت و وفادرای آن ها را برانگیخته و خریدهای مجدد را بیشتر کند. چنین تعهدی کلید دریافت این عکس العمل است: «این شرکت فوق العاده است.»

جذب مشتری جدید، کار پرهزینه ای است. وقتی مشتریانی در اختیار دارید، باید نهایت تلاش خود را انجام دهید تا «آن ها را با زنجیر فولادین به خود ببندید.» در خدمت رسانی به مشتریان وسواس داشته باشید. از مشتریان بهتر از رقیبان مراقبت کنید و همواره در پی راه هایی برای بهبود باشید.

چگونه می شود اعتماد به نفس از دست‌ رفته را بازگرداند

عوامل زیادی وجود دارند كه تحت كنترل ما هستند و می‌توانیم با رعایت آن اعتماد به نفس‌مان را بالا ببریم. این 7روشی كه برای‌تان شرح داده‌ایم، می‌تواند در زندگی شما تفاوت بزرگی را به‌وجود بیاورد. امتحانش ضرری ندارد!

 بیشتر اوقات عادت كرده‌ایم كه خودمان را از دریچه نگاه دیگران بشناسیم و اگر در این راه افراد نگاه خوبی به ما نداشته باشند اعتماد به نفس‌مان تا اندازه زیادی پایین می‌آید و اگر شانس با ما باشد و كسی از ما خوشش بیاید، تقریبا در آسمان‌ها سیر می‌كنیم اما یادتان باشد كه درك ما از خودمان تاثیر زیادی روی نوع نگرش دیگران دارد زیرا آدم‌ها همان‌طوری راجع به ما فكر می‌كنند كه ما در مورد خودمان فكر می كنیم. در این بین عوامل زیادی وجود دارند كه تحت كنترل ما هستند و می‌توانیم با رعایت آن اعتماد به نفس‌مان را بالا ببریم. این 7روشی كه برای‌تان شرح داده‌ایم، می‌تواند در زندگی شما تفاوت بزرگی را به‌وجود بیاورد. امتحانش ضرری ندارد!



 لباس مناسب به تن كنید

وقتی كه شما خوب به‌نظر برسید دیگران دید متفاوتی نسبت به شما پیدا می كنند. با حمام  و مرتب‌كردن سر و صورت  و پوشیدن لباس تمیز می‌توانید اعتماد به نفس لازم را كسب كنید اما آراستگی به این معنا نیست كه پول زیادی خرج كنید.می‌توانید به جای تهیه انبوهی لباس ارزان‌قیمت، چند تكه لباس با كیفیت مناسب خریداری كنید و با این كار ظاهر خود را آراسته‌تر كنید.



به نحوه ایستادن خود توجه كنید

اگر با سستی و بی‌حالی و شانه های افتاده صحبت می‌كنید، وقتی نسبت به آنچه انجام می‌دهید علاقه نشان نمی‌دهید و به‌خودتان عشق نمی ورزید این به این معناست كه شما اعتماد به نفس كافی ندارید. در هنگام صحبت كردن صاف بایستید، سرتان را بالا بگیرید و تماس چشمی داشته باشید. با تمرین این موارد نه تنها احساس مثبتی در دیگران نسبت به‌خود ایجاد می‌كنید بلكه احساس قدرت بیشتری نیز می‌كنید.





در ردیف و صف جلو قرار گیرید

 اكثر مردم در مدرسه، اداره و جلسات ترجیح می‌دهند در ردیف عقب قرار گیرند چون از مورد توجه قرار گرفتن وحشت دارند و در واقع اعتماد به نفس ندارند. تصمیم بگیرید برای رفع آن در ردیف جلو بنشینید و بر ترس خود غلبه كنید. نكته ديگر آنكه افراد با اعتماد به نفس بالا سریع راه می‌روند، آن‌ها همیشه جایی برای رفتن و دیدن دارند. حتی اگر عجله ندارید با انرژی حركت كنیداين باعث می‌شود مهم به‌نظر برسید.



با صدای بلند صحبت كنید

اگر جزو گروهی هستید كه از صحبت كردن با صدای بلند در جمع وحشت دارید از همین حالا شروع كنید. سعی كنید حداقل یك‌بار در گروه با صدای رسا صحبت كنید؛ از این روش نه تنها اعتماد به نفس خود را بالا می‌برید بلكه در جمع دوستان‌تان محبوب‌تر نیز می‌شوید.



سخنران خود باشید 

30 تا 60 ثانیه از سخنرانی‌هایی كه اهداف و آرزوهای شما را در بردارد بر روی كاغذ بنویسید و آن را در جلوی آینه با صدای بلند مانند یك سخنران بازگو كنید حتی می‌توانید در ذهن خود نیز آن را مرور كنید. شاید این كار برای‌تان قدری خنده‌دار به‌نظر برسد اما باور كنید كه می‌تواند معجزه‌ای را در بالا بردن اعتماد به نفس‌تان ایجاد كند.



سپاسگزار باشید

به جای آن‌كه به نداشته‌ها و نقاط ضعف خود تاكید كنید لیستی از چیزهایی كه دارید تهیه كنید و هر روز زمانی را به قدردانی و سپاسگزاری اختصاص دهید. موفقیت‌های گذشته، مهارت‌های منحصر به فرد و حركت‌های مثبت خود را مرور كنید.





از دیگران تعریف كنید 

وقتی ما نسبت به‌خود احساس مثبت نداریم به توهین و غیبت دیگران می‌پردازیم. برای تغییر آن باید یاد بگیرید از دیگران تعریف و از شایعه‌پراكنی در مورد دیگران خودداری كنید. با یافتن بهترین‌ها در دیگران بهترین‌ها را در خود می‌یابید.

مصاحبه چالشی کانال CNBC

وارن بافت، دومین مرد ثروتمند جهان، طی یک مصاحبه جذابی که با کانال معروف CNBC داشت، عقاید خود را درباره ثروت و لذت فاش کرد. در زیر می توانید توصیه های دلنشین و نکاتی از زندگی او را بخوانید و کمی برای موفقیت و داشتن زندگی سعادتمند ترمزدستی زندگی خود را بکشید
 برترین ها به نقل از مجله آسیا : وارن بافت، دومین مرد ثروتمند جهان، طی یک مصاحبه جذابی که با کانال معروف CNBC داشت، عقاید خود را درباره ثروت و لذت فاش کرد. در زیر می توانید توصیه های دلنشین و نکاتی از زندگی او را بخوانید و کمی برای موفقیت و داشتن زندگی سعادتمند ترمزدستی زندگی خود را بکشید:




**او اولین سهام خود را در 11 سالگی خرید و هنوز هم عقیده دارد که خیلی دیر شروع کرده است.

**دارایی ها در آن زمان بسیار ارزان بود، پس فرزندان خود را به سرمایه گذاری تشویق کرد.

**او اولین زمین کشاورزی خود را در 14 سالگی خریداری کرد؛ آن هم با جمع کردن درآمدهای ناشی از فروش روزنامه.

**هر کسی می تواند با پس انداز پول های خود به امکانات زیادی برسد. فرزندان خود را به شروع یک تجارت تشویق کنید.

**او هنوز در خانه 3 اتاق خوابه ای که 50 سال پیش خریداری کرده بود زندگی می کند. او می گوید هرچه می خواهد در این خانه وجود دارد. نکته جالب این است که خانه او هیچ حصار و دیواری ندارد.

- هیچ گاه بیش از آن چیزی که احتیاج دارید خرید نکنید.

**او همواره اتومبیل خود را می راند و هیچ راننده و محافظی ندارد.

**شما همان هستید که هستید نه آنچه که دارید.



**او هیچ گاه با هواپیمای شخصی خود مسافرت نمی کند، درصورتی که او خود مالک بزرگ ترین شرکت تولیدکننده جت خصوصی است.

**همواره به این فکر کنید که چگونه می توانید با اقتصادی اندیشیدن از زندگی لذت ببرید.

**شرکت او به نام Berkshire Hathaway / برکشایر هاتوی 63 شرکت تابعه دارد.

او هر سال یک نامه به مدیران آنها می نویسد و اهداف را مشخص می کند. او هیچ گاه جلسات متعدد و تماس های معمول شرکت ها را با آنها ندارد.

**او همواره به مدیران خود 2 قانون را یادآور می شود: «همواره مراقب پول سهامداران باشید»، «قانون اول را فراموش نکنید».

**اهداف را تعیین کنید و مطمئن شوید که افراد شما روی آنها متمرکز هستند.

**او هیچ گاه با جامعه شلوغ ارتباط برقرار نمی کرد. تنها تفریح او یک پاپ کورن و تماشای تلویزیون بود.

**سعی نکنید که با اموال خود به دیگران فخر بفروشید، تنها از چیزهایی که دارید خودتان لذت ببرید.

**وارن بافت هیچ گاه یک موبایل یا حتی یک کامپیوتر نداشته است.

**بیل گیتس، ثروتمندترین مرد روی زمین 5 سال پیش او را ملاقات کرد. او تصور می کرد که هیچ نقطه مشترکی از لحاظ عقیده ای با او ندارد، بنابراین برای نیم ساعت برنامه ریزی کرده بود در صورتی که ملاقات آنها 10 ساعت طول کشید و پس از آن از طرفداران وارن بافت شد.



توصیه او به افراد جوان:

شادترین مردم کسانی نیستند که لزوما بهترین چیزها را داشته باشند، بلکه افرادی هستند که قدر امکاناتی را که دارند می دانند.

**از وام های بانکی دوری کنید و روی خودتان سرمایه گذاری کنید و همواره به یاد داشته باشید که: «پول انسان ها را خلق نمی کند، بلکه انسان ها هستند که پول را خلق می کنند»، «زندگی را به سادگی خودتان زندگی کنید.»

**براساس حرف های دیگران عمل نکنید، فقط به آنها گوش کنید ولی هرچه را که احساس خوبی به آن دارید، انجام بدهید.

**به دنبال پوشیدن یا داشتن برندها نباشید، بلکه آنچه را که در آن احساس راحتی می کنید خریداری کنید.

**پول خود را روی چیزهای غیرضروری خرج نکنید، بلکه روی چیزهایی سرمایه گذاری کنید که واقعا به آنها احتیاج دارید.

**در نهایت اینکه این زندگی شماست، پس چرا این فرصت را در اختیار دیگران قرار می دهید تا روی زندگی شما حاکم باشند؟

در خاتمه این نکته که: «شادترین مردم کسانی نیستند که لزوما بهترین چیزها را داشته باشند، بلکه افرادی هستند که قدر امکاناتی را که دارند می دانند.»

آن چه یک خانواده مستحکم را می سازد

افراد خانواده هرکدام از نظر خصوصیات جسمی، عقلی، ذهنی، عاطفی، روانی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، تحصیلی و تربیتی با یکدیگر تفاوت اساسی دارند. این مقاله بر آن است که راهکارهای خوشبختی در خانواده را به اجمال بررسی کند.
برترین ها به نقل از مجله موفقیت: تشکیل خانواده یک نیاز فیزیولوژیکی، بیولوژیکی، روانی و اجتماعی است. نفوذ والدین در بچه ها تنها محدود به جنبه های ارثی نیست. در آشنایی کودک با زندگی جمعی و فرهنگ جامعه نیز خانواده نقش موثری را ایفا می کند.

افراد خانواده هرکدام از نظر خصوصیات جسمی، عقلی، ذهنی، عاطفی، روانی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، تحصیلی و تربیتی با یکدیگر تفاوت اساسی دارند. این مقاله بر آن است که راهکارهای خوشبختی در خانواده را به اجمال بررسی کند.

*در زندگی خانوادگی باید از ایجاد هرگونه چالش خودداری کرد، حتی اگر حق با یکی از زوجین باشد.

*عاملی که بذر کینه توزی را در دل ها می کارد انتقادهای کوبنده و تحقیرکننده است که هم باعث می شود حرمت و شخصیت طرفین از بین برود و هم روحیه لجبازی در زن و مرد به وجود آید. باید انتقاد به گونه ای باشد که شخصیت طرف مقابل حفظ شود.

*باید نام طرف مقابل با احترام برده شود، چون نام یک شخص برای او شیرین ترین و مهم ترین کلمه و نشانگر هویت اوست.

*زوجین باید در بحث های خود تعادل جسمی و روانی یکدیگر را حفظ کنند، به طوری که از نظر حقوقی هم تاکید شده که اگر قاضی از نظر جسمی و روانی خسته باشد باید از ابراز رای خودداری کند. همسران، والدین، معلمان و... باید بدانند که اساسی ترین رسالت آنان حفظ تعادل جسمی و روانی است.

*از نقش محبت در زندگی خانوادگی نباید غافل شد، مهر و محبت هرقدر خالصانه تر باشد، تجلیات وحدت و یگانگی، پرفروغ تر و ملکوتی تر خواهد بود. علاقه، ستون اول زندگی است که هیچ عاملی از فقر و بیماری و... نمی تواند در کانون چنین خانواده ای رسوخ کند. فیلیپ پینل اولین روان پزشکی بنود که در درمان بیماران روانی از روش مهرورزی استفاده کرد.

*گاهی مسایل مادی شالوده زندگی را از هم می پشاد مانند مهریه، که آیین اسلام، مردم را از مهریه سنگین بر حذر داشته است.

*در زندگی مشترک بی تفاوتی مفهومی ندارد، روی این اصل همکاری و مشارکت لازمه زندگی خانوادگی است.

*به خاطر مشکلات زیاد زندگی های کنونی، رعایت اصول قناعت، ساده زیستی و رهایی از هر نوع خودنمایی امری ضروری و اجتناب ناپذیر است و برای استحکام خانواده هر دو باید تلاش کنند که روی پای خود بایستند تا در توفان زندگی گرفتار تلاطم های مرگبار نشوند.



*یکی از اصول اولیه زندگی به یکدیگر است. همسران باید در همه اب عاد زندگی به یکدیگر اعتماد داشته باشند تا بتوانند زندگی مشترک را اداره کنند.

*توجه همسران به تفاوت های فردی از نظر قابلیت ها، توانمندی، خصیصه های درونی، استعدادها، گرایش ها و رغبت های گوناگون که عامل پیشگیری از خیلی مسایل موجود در خانواده هاست.

*باید از شرکت در برنامه های خسته کننده مانند میهمان های تشریفاتی و... خودداری کرد.

*از برنامه های تلویزیون درن حد معقول و منطقی استفاده کرده و برای ت عامل با یکدیگر بهتر است محتوای فیلم ها را با یکدیگر نقد و بررسی کرد.

*باید از تجارب و خاطرات تلخ زندگی دیگران عبرت گرفت و از تجارب مطبوع اطرافیان و خانواده های موفق حداکثر استفاده را برد.

*برای دستیابی به یک زندگی سالم و متعادل باید از بزرگواری، عفو و گذشت نسبت به یکدیگر بخوردار شد.

*باید از عیب جوییو موشکافی عیوب همسر و به رخ کشیدن آنها به طور جدی پرهیز کرد.

*حفظ حریم خانوادگی در روابط صحیح انسانی و تقویت امنیت روانی و تفاهم و بازگونکردن اسرار خانواده در نزد دیگران.

*از لحن سخن آمرانه و تحکم آمیز خودداری کرده و نظرات خود را با پیشنهاد مطرح کرد.

*در اثنای گفت و گو با همسر آرامش خود را کاملا حفظ کرده و در غیر این صورت باید از ادمه بحث خودداری کرد.

*در هنگام عصبانی بودن این گفتار حضرت علی (ع) را مدنظر داشته باشید: به هنگام خشم نه تنبیه، نه دستور، نه تصمیم.

*از طریق مطالعه، شرکت در مجالس علمی و اخلاقی و تفکر در زندگی خانواده های موفق و رمز توفیق آنان، اطلاعات خود و خانواده را افزایش دهید.

*تلاش کنید نگرانی ها و افکار منفی مربوط به محیط کار خود را به محیط خانواده انتقال نداده و از این طریق آرامش و فضای گرم خانواده را برهم نزنید.

*در برنامه های زندگی خود زمانی را برای گفت و گو و ابراز محبت و تبادل نظر با همسرتان در نظر بگیرید.

*باید فلسفه زندگی را بر خوش بینی قرار داد و با این نگرش سلامت روانی و عاطفی خود را تضمین کرد.

*چه خوب است که معتقد به برنامه ریزی در زندگی خانوادگی بود. چون با داشتن برنامه و التزام به اجرای نها می توان مشکلات زندگی را کاهش داد.

*باید در تمام مراحل زندگی و در ارتباط با زندگی خانوادگی خداوند را درنظر داشت و در رفار و گفتار و برخورد با اعضای خانواده نیت خود را خالص کرد.

*فهرستی از قابلیت ها و صفات مثبت همسر خود را در نظر گرفته و از صفات برجسته و مثبت او تعریف کنید.

*هرگز خود را بالاتر از همسرتان احساس نکنید و او را شریک زندگی خود بدانید.

*در مدیریت خود از زن سالاری و مردسالاری پرهیز کنید و جای آن را به یکدلی، یکرنگی، صمیمیت و رفاقت بدهید. همسر را همان گونه که هست بپذیرید نه آن گونه که خود می خواهید.

*برای بقای تداوم و تعالی خانواده و دستیابی به کاخ سعادت، باید مصلحت زندگی را بر منفع شخصی ترجیح داد.

*خواسته ها ونیازهای زوجین باید منطقی و معقول باشد به عبارت دیگر وضع موجود با وضع مطلوب همخوانی داشته باشد.

*برای رسیدن به تفاهم و مناسبات زیبا، باید از صداقت و راستی سود برد. چون رمز خوشبختی، صادق بودن و بهره گیری از این صفت برجسته انسانی است.

*زوجین باید همدیگر را با ارزش و برخوردار از کرامت انسانی بدانند که تشعشعات عاطفی خود را در محیط خانواده می پراکنند و حیات عاطفی را رونق می بخشند.

شاید هزاران عامل دیگر وجود داشته باشد که در خوشبختی خانواده ها موثر است که این خود به شرایط اجتماعی، محیطی، جغرافیایی، آداب و رسوم و... بستگی دارد ولی این مساله در تمام خانواده ها صادق است که در پرتو دارابودن نکات اخلاقی می توان به یک زندگی مطلوب دست یافت. به خصوص پایبندی به آن اصول که عدالت، امانت، صداقت، انعطاف پذیری، حیا، قناعت و... از ارکان واجب و اساسی خانواده هستند و این واقعیت را بپذیریم که کاخ شکوهمند حیات به خانواده بستگی دارد، پس بگذاریم نیروهای مثبت در زندگی زمام امور را به دست گیرند و آغوشمان را به روی راز و رمز زندگی بگشاییم.

عاشق بودم دست خودم نبود!!

عاشق بودم دست خودم نبود!!

روزی پرسیده خواهد شد که این دل را به چه کسی سپردی و چرا سپردی؟ برخی می‌گویند: «عشق دست خودم نیست. خب دوستش دارم، چه کار کنم؟» ...

قلب دست خودم نیست. دوستش دارم، چه کار کنم؟

نمی دانم تا کنون عاشق شده اید یا نه ؟

روزی پرسیده خواهد شد که این دل را به چه کسی سپردی و چرا سپردی؟ برخی می‌گویند: «عشق دست خودم نیست. خب دوستش دارم، چه کار کنم؟

نمی دانم تا به حال عاشق شده اید یا نه ؟ بارها شنیده ایم که می گویند :"عاشقی بد دردی است" وقتی کسی عاشق می شود تمام حواس او صرف معشوق می شود به گونه ای که نه چیزی را می بیند و نمی شنود.

‌دریغا که بشر عالی ترین فعالیت روانی خود را که وحدت یابی است، در مسئله ای مستهلک می سازد که تمام هستی او را با خلأ روبرو می سازد .

بحث ما در اینجا شرح چگونگی حالات یک آدم عاشق و آسیب شناسی رفتار وی نیست، می خواهیم از دیدی دیگر به ماجرا نگاه کنیم .

کسانی هستند که وقتی عاشق می شوند گمان می کنند این بی قراری و عدم کنترل بر احساسات که آن ها را از انجام تکالیف الهی و وظایف شرعی باز داشته امری غیر ارادی است که آن ها هیچ اختیاری در این زمینه نداشته اند و در جواب هر سؤالی خواهند گفت: "خب عاشقم، دست خودم نیست، دوستش دارم ... چکار کنم؟"

اما آیا واقعا ما مسؤل نیستیم و این امر جبری بوده و در حوزه اختیارات نبوده است؟

قرآن کریم می فرماید: «اِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ اوُلئِکَ کانَ عَنْهُ مَسئُولا »؛ چشم و گوش و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد .

روزی پرسیده خواهد شد که این دل را به چه کسی سپردی و چرا سپردی؟ برخی می‌گویند: «عشق دست خودم نیست. خب دوستش دارم، چه کار کنم؟» اگر این دل دست خود ما نباشد، پس پرسش از آن هم غلط است. اگر به عنوان مثالا اگر در اداره‌ی راهنمایی و رانندگی اتفاقی رخ دهد به من هیچ مربوط نمی‌شود. نه پلیسم، نه کلید دارم، نه نگهبان و... ؛ ولی نسبت به این مقاله ای که می نویسم مسئول هستم که چرا این مطلب را گفتم؟ چون من انجام دهنده‌ی این نوشته هستم. پس نسبت به آن نیز مسئولیت دارم. دل و قلب نیز همین گونه است . اگر خداوند آن را مسئول می‌داند، یعنی اختیار آن دست من بوده است و با اراده‌ی من کاری انجام داده است. شاید اگر محبّتی به دل کسی افتاد، دیگر بقیه‌اش در اختیار فرد نباشد، اما قبل و شروع آن، با اختیار بوده است. پس باید چشم و گوش را کنترل کرد تا مهر هر کسی به دل انسان نیفتد. قلب مانند یک رایانه است، و چشم و گوش مانند ورودی‌های آن رایانه هستند. باید ورودی‌ها را کنترل کرد تا ویروس وارد رایانه نشود، اما اگر وارد شد، دیگر همه چیز خراب می‌شود

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود                        ز هر چه رنگ تعلق بگیرد آزاد است

اگر ورودی ها کنترل شود ، انسان آزادی هایش بیشتر می شود دیگر به هر رنگ و لعاب و صورتی دل نخواهد بست، اگر صورتی را دید زدیم و مهمان دل کردیم اینجاست که قوه ی خیال کارش را شروع می کند و چنان بتی از طرف می سازد که گویی عن قریب است در طلب وی روح از بدن جدا شود.

در این بازار مکاره دنیا به هر طرف که رو کنیم هزاران مورد هست که ممکن است دل و دین از ما بربایند ،اما اگر این نگاه کنترل شود این احساسات آنی کنترل شود آنگاه خیر دنیا و آخرت را خواهیم برد .

هر چه در این ره نشانت دهند            گر نستانی به از آنت دهند

یک دل داری تو را یک دوست بس است و آن خدای تعالی است - الیس الله بکاف عبده -

دو عالم را به یک بار از دل تنگ             برون کردیم تا جای تو باشد

"بعضی از مردم معبودهایی غیر از خداوند، برای خود انتخاب می کنند و آنها را چون خدا دوست می دارند، امّا آن ها که ایمان دارند،‌ عشقشان به خدا (از مشرکان نسبت به معبوهاشان) شدیدتر است".[بقره، آیه 165]

خانم ها!

خانم ها! 6 کاری که در یک رابطه نباید انجام دهید

1- به همسرتان بی احترامی نکنید و در عین حال انتظار نداشته باشید که او به شما احترام بگذارد.
روابط قوی مستلزم وجود احترام است. شما باید با مردتان به گونه ای رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود.

2- انتظار نداشته باشید که او بخاطر شما تغییر کند.
هر کسی ایراداتی دارد. با سخت کوشی و کمی آگاهی تغییرات مورد نظر را می تواند بوجود آورد. البته آن دسته از ایرادات و و مشکلاتی که قابل تغییر باشند.به گزارش پرشین وی ، مردان مانند حیوانت خانگی نیستند که بتوانید آنها را دست آموز کنید. آنها هم انسان هستند و برای خود شخصیت مستقلی دارند. اگر همسر شما عادت دبدی دارد که شما از ابتدای آشنایی تان در او دیده بودید، فکر نکنید که می توانید او را عوض کنید.هیچکس بخاطر دیگری نمی تواند تغییر کند.

3- هیچوقت به احساسات همسرتان شک نکنید.
هیچکدام از ما نمی توانیم با اطمینان بگوئیم که طرف مقابل ما برای همیشه عاشق ما می ماند یا نه!ما در سر طرف مقابل مان نیستیم.نمی توانیم آن چه که او احساس می کند را احساس کنیم.نمی توانیم ذهن کسی را بخوانیم یا بدانیم به چه چیزی فکر میکند. اما باید در مورد احساسات مان به یکدیگر اعتماد کنیم.به یکدیگراحترام بگذاریم تا اعتماد و احترام ببینیم.

4- هیچوقت سر هیچی دعوا نکنید!
بعضی اوقات افراد از مسائل کوچک و بی اهمیت ناراحت شده و دعوا راه می اندازند. زمانیکه احساس کردید از چیزی عصبانی شده اید و الان است که دعوا راه بیندازید ، به زمان عقب برگردید و موقعیت را بدور از احساسات بررسی کنید. سپس تا عدد 10 بشمارید ، مطمئنا کمی آرام تر می شوید.

5- هیچوقت از شنیدن حقیقت ناراحت نشوید!
شنیدن حقیقت همیشه آسان نیست ، اما لازمه داشتن رابطه ای خوب و صمیمانه است. اگر مرد شما به شما چیزی گفت که شما از شنیدن آن ناراحت و عصبی شدید ، به عقب برگردید و موقعیت را بررسی و تجزیه و تحلیل کنید. اما باید بدانید که مرد شما باید با شما روراست باشد و شما هم با خودتان روراست باشید.

6- به دوستان همسرتان حسادت نکنید.
همسر شما نمی تواند همه لحظات زندگی اش را با شما بگذراند. حتی اگر او هم این کار را بکند شما بعد از مدتی خسته و کلافه می شوید! هر کدام از شما نیاز دارید که مدتی را با دوستان تان باشید. پس اگر همسرتان خواست که مدتی با دوستانش باشد ناراحت نشوید.